|
..::جهان رویایی::A Dreamy World::..
شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت.Happiness, is the only revenge that can be taken from life.
| ||
|
کسی که باورت داره [ ۱۳٩۱/٢/٢۸ ] [ ۱۱:٥٧ ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
یک دهه دیگه از عمر ناقابل ما گذشت ولی هنوز که هنوزِ از خاک بلند نشدیم (خودمو میگم) امسال عجب سالی بود ، اولین سالی بود که با بعضیا هم صحبت شدم هرچند خاطراتش خوب نبود این پست شاید بمونه تا هفته آخر اسفند سال دیگه بیام ببینم چه تغییراتی کردم [ ۱۳٩۱/٢/٢۳ ] [ ۱٢:٠٥ ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
وضعیت امروزت چیه؟!
[ ۱۳٩۱/٢/٢۱ ] [ ٢:۱٩ ق.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
فصل تولدی دوباره است ...
_ببخشید آقا ، دربست تا موفقیت ؟! - سوار شو ... [ ۱۳٩۱/٢/٢۱ ] [ ۱:۱٧ ق.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
شکوه و شگفتی و زیبایی شورانگیز طلوع خورشید را باید از دور دید. اگر نزدیکش برویم ، از دست داده ایم!
عقل این ها را نمی فهمد ...
ادامه مطلب [ ۱۳٩۱/٢/۱٥ ] [ ٤:٢۱ ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
زمینی که نباشی,
پر خواهی کشید,
*---* پی نگاشت : [ ۱۳٩۱/٢/۱٥ ] [ ۱٢:٥٧ ق.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
زندگی انسان، داستانی واقعی است که اگر دلاورانه بر صحنه آید به لذتی بیش از آنچه
که از افسانهها انتظار میرود منجر میگردد. آن امکان تغییر آنچه که موجب بدبختی ماست، وجود دارد. هر روز ما وانمود میکنیم که متوجه وجود این لحظه نیستیم. وانمود میکنیم که امروز شبیه فردا است ... اما کسی که متوجه روزی که در آن همهی اقتدار ستارگان در ما نفوذ میکند و به ما اجازه میدهد که معجزه کنیم؛ جادویی به ما کمک میکند تا تغییر کنیم، ما را بر میانگیزد تا به
جستجوی رؤیاهایمان برویم. بدبخت کسی است که از خطر کردن میترسد. او هرگز سرخورده
نمیشود، ناامید نمیشود و مانند کسی که در جستجوی تحقق رویاهایش زندگی میکند، رنج نخواهد کشید. اما هنگامی که به گذشته نگاه میکنیم. قلبش به او خواهد گفت: «با معجزههایی که خداوند در مسیر تو قرار داده بود، چه کردی؟ آنها را در اعماق چالهای به خاک سپردی، چون میترسیدی که از دستشان بدهی؟ و حالا آنچه برایت باقی مانده، این است: اطمینان به اینکه زندگیت را از دست دادهای؟ بیچاره کسی که این کلمات را از قبلش بشنود. آن وقت به معجزه، ایمان خواهد آورد اما لحظات جادویی حیات او دیگر طی شدهاند.»
شود تا مدت بسیار طولانی از ساحل دور بماند.
ساخته نشدهاند.
یگانه خوراک زندگی، خطر کردن است. هر چه بیشتر ریسک کنی بیشتر
زنده هستی.
زندگی، کار آدمهای با شهامت است. اولین اصلی که در زندگی باید فرا گرفت جرأت و شجاعت است. با وجود همه ترسها و دلهرهها باید آرام به زندگی بپردازید. حالا، چرا شهامت برای زندگی کردن لازم است؟ برای اینکه زندگی فینفسه ناامن و بیثبات است. اگر همیشه نگران امنیت و آسایش خاطر باشی در حقیقت خود را در زندانی که با دستان خودت برای خویش ساختهای محبوس میکنی. چنین مکانی شاید امن
باشد ولی قطعاً زنده نیست، در آن از ماجراجویی و سرمستی خبری نیست.
«اوشو»
[ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ] [ ۱٠:۱٢ ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
من از اینجا خواهم رفت... و فرقی هم نمی کند... که فانوسی داشته باشم یا نه! کسی که می گریزد... از گم شدن نمی ترسد...! [ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ] [ ۱٠:٠٩ ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین! [ ۱۳٩۱/٢/۸ ] [ ۱٢:٥٦ ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
آنها که به بیداری خداوند اعتماد دارند،
[ ۱۳٩۱/٢/۸ ] [ ۱٢:٤٢ ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
[ ۱۳٩۱/٢/۱ ] [ ۱:٠۸ ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
وقتی با کسی برای اولین بار صحبت می کنیم، اگر توی همون اولین بار به ما بگه " چه بینی بزرگی داری" یا بگه " خیلی بد تیپی " ؛ چه حسی پیدا می کنیم؟
[ ۱۳٩۱/٢/۱ ] [ ۱:٠۳ ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
کفشم رو بدید می خوام راه برم. می خوام حرکت کنم. می خوام کفشم رو پام کنم، بندش رو محکم ببندم تا خدایی نکرده باز نشه، با تمام سرعتم بدوم. این قدر سریع برم که کسی به گرد پام هم نرسه! نه عزیز من فرقی نمی کنه چه کفشی باشه. هر نوعی، هر مارکی هر شکلی که می خواد باشه. فقط می خوام باهاش راه برم، حرکت کنم. تیمبِرلِیک، نایک، آدیداس یا تولیدی همین شهر خودمون هم باشه مهم نیست. قربونت برم باید محکم باشه ها! اینقدر محکم باشه که وقتی دارم با سرعت زیاد حرکت می کنم، از پام در نیات، لیز نخورم، لق نزنه، خلاصه اینکه اذیتم نکنه. نمی شه که باس همیشه وایسیم. باید راه بیوفتیم، حرکت کنیم، جلو بریم. با سر جا وایسادن که چیزی حل نمی شه، اتفاقی نمی وفته. تا وقتی که راه نیوفتیم و حرکت نکنیم که نمی تونیم چیزی رو عوض کنیم. نگاه به کفش مردم نکن، خیلیا بدون کفش هم راه افتادن. ببین پا برهنه چه کارایی که نکردن! اون وقت ما با این همه کفش های جور واجور که دور و برمون هست، حتی یک قدم هم بر نداشتیم. این همه زمینه، تخصص، امکانات، تو بگو یک قدم مثبت جلو رفتیم؟ طرف تحصیلات نداشت، خانواده و دوست و آشنا نداشت، پول درست درمونی هم که نداشت. پس چه طور تونست این همه موفقیت کسب کنه؟ این همه ثروت داشته باشه؟ یک کفش درب و داغون داشت به اسم اراده، اون یکی کفشش هم که بند نداشت به اسم امید. وایساد روی جاده ی زندگی و تا آخرش رو رفت. حالا ببین چه خونه زندگیی داره! برو حالشو ببر ... اون وقت ما تا یک اتفاق ساده برامون میوفته زودی جا می زنیم و می گیم، ببخشید کفشمون پاره شد. خوب عزیز من با یه سنگ ریزه ی کوچولو که زندگی تموم نمی شه! زیبایی و تمایز ما نسبت به دیگران نوع و مدل کفش ظاهری نیست، به کوچه و خیابونی هم که توش حرکت می کنیم نیست، همین که حرکت می کنیم ما رو از دیگران متمایز می کنه، ما رو از دیگران یک سر و گردن بالاتر نگه می داره. چه موقعی راه بیوفتم هم فرقی نمی کنه، چه سنی داشته باشیم هم فرقی نمی کنه. راه رفتن که سن و سال لازم نداره، از هر زمانی که شروع کنیم، زندگی جدیدی رو آغاز کردیم. باید بند کفش زندگی رو محک بست. و گرنه هنگام راه رفتن بدجور پامون اذیت میشه. حالا اگه کفش نبود، دمپایی هم کار راه میندازه. [ ۱۳٩۱/٢/۱ ] [ ۱٢:٤۳ ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
:Shakespeare said [ ۱۳٩۱/۱/۱۱ ] [ ۸:٢٩ ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
[ ۱۳٩۱/۱/٥ ] [ ۳:۱٦ ق.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||