..::جهان رویایی::A Dreamy World::..
شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت.Happiness, is the only revenge that can be taken from life. 
قالب وبلاگ

کسی که باورت داره 

همیشه یک قدم جلوتر از کسیه که دوستت داره ...

[ ۱۳٩۱/٢/٢۸ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]

یک دهه دیگه از عمر ناقابل ما گذشت ولی هنوز که هنو‌زِ از خاک بلند نشدیم (خودمو میگم)

امسال عجب سالی بود ، اولین سالی بود که با بعضیا هم صحبت شدم هرچند خاطراتش خوب نبود 

این پست شاید بمونه تا هفته آخر اسفند سال دیگه بیام ببینم چه تغییراتی کردم 

[ ۱۳٩۱/٢/٢۳ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]

وضعیت امروزت چیه؟!

[ ۱۳٩۱/٢/٢۱ ] [ ٢:۱٩ ‎ق.ظ ] [ Ebrahim Johari ]

فصل تولدی دوباره است ...

 

_ببخشید آقا ، دربست تا موفقیت ؟!

- سوار شو ...

[ ۱۳٩۱/٢/٢۱ ] [ ۱:۱٧ ‎ق.ظ ] [ Ebrahim Johari ]

شکوه و شگفتی و زیبایی شورانگیز طلوع خورشید را باید از دور دید.

اگر نزدیکش برویم ، از دست داده ایم!

عقل این ها را نمی فهمد ...

 

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٢/۱٥ ] [ ٤:٢۱ ‎ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
زمینی که نباشی,

پر خواهی کشید,
تا عمق آبی,
تا آسمان !
زمینی که نباشی,
نامت می شود چیزی حوالی پدر,
همون که نفس هایش نسیم مهر بود,
و نوازشش رود روحی زلال !
زمینی که نباشی,
پدر را تا ابد معنای واژه خواهی بود صدیق,
و تکیه گاه را ترجمانی دقیق !
تقدیم به همون که منزلش گشت نزدیکی خودش, خدا !

 

*---*


پی نگاشت :
1-خواستم برایت بنویسم چرا ؟! خواستم بنویسم هنوز هم چون نوزاد احتیاجم را, خواستم بنویسم از کاش و کاش و کاش ! خواستم از حالم بنویسم لحظه ی تماشای آلبوم , از امرور هر ثانیه ی خاطره ات اما سهراب یکباره در خاطرم آمد که :
وقتی به همدردی بزرگ دست یافتیم، بستگی های نزدیک جای خود را به پیوندهای همه جا گیر می دهد .
2- روانش شاد و یادش مانا او که بزرگ بود و هست !

[ ۱۳٩۱/٢/۱٥ ] [ ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
زندگی انسان، داستانی واقعی است که اگر دلاورانه بر صحنه آید به لذتی بیش از آنچه
 که از افسانه‌ها انتظار می‌رود منجر می‌گردد.
«امرسون»

«فرصت»
هر روز، خداوند همراه با خورشید، لحظه‌ای به ما ارزانی می‌دارد که در 
آن امکان تغییر آنچه که موجب بدبختی ماست، وجود دارد. هر روز ما 
وانمود می‌کنیم که متوجه وجود این لحظه نیستیم. وانمود می‌کنیم که 
امروز شبیه فردا است ... اما کسی که متوجه روزی که در آن همه‌ی 
اقتدار ستارگان در ما نفوذ می‌کند و به ما اجازه می‌دهد که معجزه کنیم؛
 جادویی به ما کمک می‌کند تا تغییر کنیم، ما را بر می‌انگیزد تا به 
جستجوی رؤیاهایمان برویم.
بدبخت کسی است که از خطر کردن می‌ترسد. او هرگز سرخورده 
نمی‌شود، ناامید نمی‌‌شود و مانند کسی که در جستجوی تحقق 
رویاهایش زندگی می‌کند، رنج نخواهد کشید. اما هنگامی که به 
گذشته نگاه می‌کنیم. قلبش به او خواهد گفت: «با معجزه‌هایی که 
خداوند در مسیر تو قرار داده بود، چه کردی؟ آن‌ها را در اعماق چاله‌ای 
به خاک سپردی، چون می‌ترسیدی که از دستشان بدهی؟ و حالا آنچه 
برایت باقی مانده، این است: اطمینان به اینکه زندگیت را از دست 
داده‌ای؟ بیچاره کسی که این کلمات را از قبلش بشنود. آن وقت به 
معجزه، ایمان خواهد آورد اما لحظات جادویی حیات او دیگر طی شده‌اند.»

«کنار رودخانه بیدرا نشستم و گریستم»


زِکنج صومعه «حافظ» مجوی راه نجات
قــدم بــرون نما گر میل جستجو داردی

هیچ انسانی سرزمین‌های جدید را کشف نمی‌کند مگر اینکه راضی 
شود تا مدت بسیار طولانی از ساحل دور بماند.
   

«آندره ژید»

کشتی در بندر از «امنیت‌» کافی برخودار است اما کشتی‌ها برای این 
ساخته نشده‌اند.
یگانه خوراک زندگی، خطر کردن است. هر چه بیشتر ریسک کنی بیشتر
 زنده هستی. 
زندگی‌، کار آدم‌های با شهامت است. اولین اصلی که در زندگی باید فرا 
گرفت جرأت و شجاعت است. با وجود همه ترس‌ها و دلهره‌ها باید آرام 
به زندگی بپردازید. حالا، چرا شهامت برای زندگی کردن لازم است؟ 
برای اینکه زندگی فی‌نفسه ناامن و بی‌ثبات است. اگر همیشه نگران 
امنیت و آسایش خاطر باشی در حقیقت خود را در زندانی که با دستان 
خودت برای خویش ساخته‌ای محبوس می‌کنی. چنین مکانی شاید امن
 باشد ولی قطعاً زنده نیست، در آن از ماجراجویی و سرمستی خبری 
نیست.
 
«اوشو»

 

[ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]

من از اینجا خواهم رفت... 

و فرقی هم نمی کند...

که فانوسی داشته باشم یا نه! 

کسی که می گریزد...

از گم شدن نمی ترسد...!

[ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ] [ ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]

  بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین!



To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone you dont see a lot but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه


To find money in a pant that you havent used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی


To laugh at yourself looking at mirror making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه


To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه


To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !


To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره


To be part of a team.
عضو یک تیم باشی


To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی


To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی


To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی اونو میبینی دلت هری بریزه پایین !


To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی


To see people that you like feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده


To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره


remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی


These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند


Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم


Life is not a problem to be solved but a gift to be enjoyed
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد



وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه کردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.

( چارلی‌ چاپلین)

[ ۱۳٩۱/٢/۸ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]

  آنها که به بیداری خداوند اعتماد دارند،
راحت تر می خوابند...

 

[ ۱۳٩۱/٢/۸ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]

حالا باید چی کار کنیم ؟!

 

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٢/۱ ] [ ۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]

وقتی با کسی برای اولین بار صحبت می کنیم، اگر توی همون اولین بار به ما بگه " چه بینی بزرگی داری" یا بگه " خیلی بد تیپی " ؛ چه حسی پیدا می کنیم؟


بدون تردید رابطه ی ما با اون شخص خراب میشه. در واقع دیگه ازش خوشمون نمیاد.
برای این که رابطه ی ما با کسی خراب نشه، ما سعی می کنیم که خودمون هم به کسی چنین حرف هایی نزنیم و به جاش نکات قوت و مثبت اون شخص رو بگیم. خودمون هم دوست داریم نکات مثبت زندگی مون، کارهامون و شخصیتمون گفته بشه.


ما گاهاً خودمون هم به خودمون این نکات رو می گیم. تعریف می کنیم، یا برعکس عیبی رو می گیم.


برای مثال خیلی پیش اومده که به خودمون می گیم " من خیلی تنبلم " ، "من از عهده ی هیچ کاری بر نمیام" و ...
ما عوارض این جمله ها رو در نظر نمی گیریم. مگه ما مثل بقیه ی انسان ها یک انسان نیستیم؟ چه طور وقتی به کسی می گیم طرف ناراحت میشه، ولی به خودمون بگیم عیبی نداره!
وقتی به کسی می گیم که تو بد هستی! خیلی ناراحت میشه، اخم میکنه، حتی ممکن هست قهر کنه.
چه طور از خودمون انتظار داریم که ناراحت نشیم، بد نشیم، قهر نکنیم؟
ما به کسی اجازه نمیدیم که عیب یا ضعف مارو بگه، پس چطور اجازه میدیم که از خودمون بد بگیم؟
چرا اجازه میدیم خودمون رو ناراحت کنیم؟ کودک درونمون رو اذیت کنیم، شخصیتش رو خرد کنیم و سدی برای پیشرفتش باشیم؟ این ظلم در حق خودمون نیست؟
چرا به جای عیب گیری، از خودمون تعریف نکنیم؟ چی میشه یه بار بگیم " من آدم شادی هستم " 
آیا فقط باید ارتباطمون رو با دیگران خوب کنیم؟ فقط با دیگران باید خوب صحبت کنیم؟ که مثلاً از دست ما ناراحت نشن؟ فقط دیگران حق دارن که از ما روی خوش ببین؟
کی گفته که نباید به خودمون دل خوشی بدیم؟ کی گفته نمی شه خودمون رو شاد کنیم؟
ما برای پیشرفت، برای رشد و موفقیت نیاز داریم که خودمون رو دوست داشته باشیم. به خودمون امیدوار باشیم و امید بدیم. خودمون رو زیبا ببینیم و زیبا فکر کنیم.
وقتی کسی از دست ما ناراحت میشه، اون شخص تقصیری نداره، مشکل از ما بوده، ما حرف خوبی نزدیم.
پس وقتی که ناراحت شدیم از خودمون بپرسیم که آیا تقصیر من بود؟

[ ۱۳٩۱/٢/۱ ] [ ۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]

کفشم رو بدید می خوام راه برم. می خوام حرکت کنم.  

می خوام کفشم رو پام کنم، بندش رو محکم ببندم تا خدایی نکرده باز نشه، با تمام سرعتم بدوم. این قدر سریع برم که کسی به گرد پام هم نرسه!

نه عزیز من فرقی نمی کنه چه کفشی باشه. هر نوعی، هر مارکی هر شکلی که می خواد باشه.  فقط می خوام باهاش راه برم، حرکت کنم. تیمبِرلِیک، نایک، آدیداس یا تولیدی همین شهر خودمون هم باشه مهم نیست. قربونت برم باید محکم باشه ها! اینقدر محکم باشه که وقتی دارم با سرعت زیاد حرکت می کنم، از پام در نیات، لیز نخورم، لق نزنه، خلاصه اینکه اذیتم نکنه.

نمی شه که باس همیشه وایسیم. باید راه بیوفتیم، حرکت کنیم، جلو بریم. با سر جا وایسادن که چیزی حل نمی شه، اتفاقی نمی وفته. تا وقتی که راه نیوفتیم و حرکت نکنیم که نمی تونیم چیزی رو عوض کنیم.

نگاه به کفش مردم نکن، خیلیا بدون کفش هم راه افتادن. ببین پا برهنه چه کارایی که نکردن! اون وقت ما با این همه کفش های جور واجور که دور و برمون هست، حتی یک قدم هم بر نداشتیم. این همه زمینه، تخصص، امکانات، تو بگو یک قدم مثبت جلو رفتیم؟

طرف تحصیلات نداشت، خانواده و دوست و آشنا نداشت، پول درست درمونی هم که نداشت. پس چه طور تونست این همه موفقیت کسب کنه؟ این همه ثروت داشته باشه؟  یک کفش درب و داغون داشت به اسم اراده، اون یکی کفشش هم که بند نداشت به اسم امید. وایساد روی جاده ی زندگی و تا آخرش رو رفت. حالا ببین چه خونه زندگیی داره! برو حالشو ببر ...

اون وقت ما تا یک اتفاق ساده برامون میوفته زودی جا می زنیم و می گیم، ببخشید کفشمون پاره شد. خوب عزیز من با یه سنگ ریزه ی کوچولو که زندگی تموم نمی شه!

زیبایی و تمایز ما نسبت به دیگران نوع و مدل کفش ظاهری نیست، به کوچه و خیابونی هم که توش حرکت می کنیم نیست، همین که حرکت می کنیم ما رو از دیگران متمایز می کنه، ما رو از دیگران یک سر و گردن بالاتر نگه می داره.

چه موقعی راه بیوفتم هم فرقی نمی کنه،  چه سنی داشته باشیم هم فرقی نمی کنه. راه رفتن که سن و سال لازم نداره، از هر زمانی که شروع کنیم، زندگی جدیدی رو آغاز کردیم.

باید بند کفش زندگی رو محک بست.  و گرنه هنگام راه رفتن بدجور پامون اذیت میشه.

حالا اگه کفش نبود، دمپایی هم کار راه میندازه.

[ ۱۳٩۱/٢/۱ ] [ ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]

:Shakespeare said
شکسپیر گفت:

I always feel happy, you know why?
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟

Because I don't expect anything from anyone,
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،

Expectations always hurt .. 
Life is short .. 
So love your life ..
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. 
زندگی کوتاه است .. 
پس به زندگی ات عشق بورز ..

Be happy .. And keep smiling .. Just Live for yourself and ..
خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..

Befor you speak » Listen
قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن

Befor you write » Think
قبل از اینکه بنویسی » فکر کن

Befor you spend » Earn
قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش

Befor you pray » Forgive
قبل از اینکه دعا کنی » ببخش

Befor you hurt » Feel
قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن

Befor you hate » Love
قبل از تنفر » عشق بورز

That's Life … Feel it, Live it & Enjoy it.
زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر.

[ ۱۳٩۱/۱/۱۱ ] [ ۸:٢٩ ‎ب.ظ ] [ Ebrahim Johari ]

با هم فاصله ها را کم کنیم 



ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۱/٥ ] [ ۳:۱٦ ‎ق.ظ ] [ Ebrahim Johari ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

در سقوط هم میتوان زیبا بود ! این را آبشار می گفت ... In the fall can be beautiful ! It said the waterfall ...
امکانات وب