دل ما یک دوست می خواهد تا با او درد دل کنیم .

از خوبی ها و بدی های پیش آمده بگوییم . با هم بخندیم و با هم گریه کنیم .

غم من , غم او باشد و شادیم شادی او .

دنبال چرا و چگونگی مسائل نباشد . کم و کاستی های من را مثل یک آرشیو در خود جمع نکند تا به وقت لزوم !! مثل پتک بر سرمان بکوبد .

 


دل ما یک دوست می خواهد تا سر به روی شونه اش بگذاریم و از این کار حسی از آرامش به ما منتقل شود وگرنه که سر بر روی هر تخته سنگی می توان گذاشت .

دل ما یک دوست می خواهد تا زمزمه های ذهن مان را به او بگوییم ,

آنچه را که نمی توانیم به هرکه بگوییم و بیم این را نداشته باشیم

روزی مثل درسی که حفظ کرده آنها را در اختیار دیگران بگذارد .

دل ما یک دوست می خواهد تا اگر می گوییم چیزی بد است و نا به جاست سعی نکند که حتماً آن را امتحان کند تا به نتیجه ما برسد , حرفمان را دربست قبول کند .

دل ما دوستی می خواهد که اگر ناخودآگاه یادمان رفت "صبح" را به او "به خیر" بگوییم خودش پیش دستی کند و ما را شرمنده .

دلمان دوستی می خواهد که با دیدنش گل لبخند از لبانمان بشکفد و دلمان را جلا دهد .

دل ما دوستی می خواهد که برای با او بودن بهانه لازم نباشد .بی بهانه بشود با او بود

دل ما دوستی می خواهد که اگر دلتنگش شدیم خودش زودتر از ما به ما زنگ بزند .

دل ما دوستی می خواهد که غذا بی ما از گلویش پایین نرود .

دل ما دوستی می خواهد که مرامش مارا بکشد .

دلمان دوستی می خواهد که به این زودی ها از ما سیر نشود و بهانه های واهی برای پیچاندمان در آستین نداشته باشد .

دوستی می خواهیم که با او دوسوی ریل قطار را بگیریم و برویم , حرف بزنیم ندانیم که چقدر رفته ایم و کجا هستیم .

دل ما دوستی می خواهد که حرمت نان و نمک را بداند . نمک را با نمکدان قورت ندهد و تازه وجود نمکدان را هم کتمان نکند.

شاید که این چیزها کوچک به نظر بیاید ولی مفهوم والایی دارد .

چه کنیم , شاید دل ما زیاده خواه است .



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢۸ | ٤:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : باغبون دریا | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.