عاشقی

به مجنون گفت روزی عیب جویی

که پیدا کن به از لیلی نکویی

که لیلی گر چه در چشم تو حوریست

به هر جزوی ز حسن او قصوریست

ز حرف عیب‌جو   مجنون برآشفت

درآن آشفتگی خندان شد و گفت

اگر در دیده‌ی مجنون نشینی

به غیر از خوبی لیلی نبینی

تو کی دانی که لیلی چون نکویی است

کزو چشمت همین بر زلف و روی است

تو قد بینی و مجنون جلوه ناز

تو چشم و او نگاه ناوک انداز

تو مو بینی و مجنون  پیچش مو

تو ابرو، او اشارت‌های ابرو

دل مجنون ز شکر خنده خونست

تو لب می‌بینی و دندان که چونست

کسی کاو را تو لیلی کرده‌ای نام

نه آن لیلی‌ست کز من برده آرام

اگر می‌بود لیلی بد نمی‌بود

ترا رد کردن او حد نمیبود

 

  می گن هوس بازان کسی راکه زیبا می بینند دوست دارند...

اما عاشقان کسی را که دوست دارند زیبا می بینند... قلبچشمک

/ 1 نظر / 37 بازدید
معلم روستا

سلام عاشقی گر زین سر و گر زان سراست/عاقبت ما را بدان سر رهبر است. درپناه حق