گیوه ها را کندم‌، و نشستم‌، پاها در آب‌:

«من چه سبزم امروز

و چه اندازه تنم هوشیار است‌!

نکند اندوهی‌، سر رسد از پس کوه‌.

چه کسی پشت درختان است؟

هیچ‌، می چرخد گاوی در کرد.

ظهر تابستان است‌.

سایه ها می دانند، که چه تابستانی است‌.

سایه هایی بی لک‌،

گوشه یی روشن و پاک‌،

کودکان احساس‌! جای بازی این جاست‌.

زندگی خالی نیست‌:

مهربانی هست‌، سیب هست‌، ایمان هست‌.

آری

تا شقایق هست‌، زندگی باید کرد.

 

 

سهراب سپهری

/ 2 نظر / 18 بازدید
نگین

سلام بلاگتون رو دیدم مطالب خوبی داشت ازش استفاده کردم اگه دوست داشتید از وب سایت ما هم دیدن کنید مطالبش راجع ساختمان هوشمند هستش مثل بیاری گیاهان و تغذیه حیوانات خانه هوشمند دسترسي و كنترل از راه دور خانه هوشمند سیستم های صوتی و تصویری خانه هوشمند کنترل روشنایی خانه هوشمند و .. اگه از مطالب وب سایت ما خوشتون اومد لطفا مارو لینک کنید ممنون که به من سر میزنید http://mehestan.org