مخاطب خاص !

گامهایت، طنین شکفتن را جاری ساخت

و دستهایت، چه روشن، تاریکی ام را دور کرد.

تو آن صداقت محض هستی

که با تک تک نفس هایت،

خشکترین دشتها را به سیراب ترین بیشه ها تبدیل کرد

نگاه آسمانی ات ابرها در خود داشت

و من با اندکی درنگ ،

زیر قطره  قطره باران محبتت،

 نهری شدم جاری به سوی دریای عشق

برق چشمانت، سیاهی ممتد شبهایم را شکافت.

جوانه امید را بر شاخه کلامت احساس کردم

و بر پیشانی اندیشه ات قرائت کردم

و تو چه زیبا،

 گل احساسم را بوستانی کردی و کبوتر جانم را آسمانی



سهم من از خودم توئی

سهم من از خدا توئی...

 

 

پ.ن : گفتی که دلتنگی مکن ، آخ مگه میشه نازنین؟خیال باطل

/ 0 نظر / 23 بازدید