دل تنگم !

کسی که می نشیند پای شعرهایم و با تمام وجود ش برایم می نویسد

دلم برایت تنگ شده است...!!

دلم می خواهد تمام سپاسم را تقدیم او کنم اویی که نیازی به من نداشت اما فراموشم نکرد!

کسی که روزگار فرصت دیدارش را از من گرفت

اما دلم گواهی می دهد روزی خواهی آمد

 روزی که من توان برخاستن جلوی پایت را ندارم همین بس که خاک زیر پایت شده ام

گاهی وقتها دلم هوس دریا می کند..دمپایی هایم را در می آورم و سوی دریا می دوم

دریایی که همیشه سراب بوده است... به دریا نرفته ام هیچ..!!

وقتی از اتش تنم پاهایم را درآب حوض خانه مان فرو می کنم ماهی ها را می بینم که به دور پاهایم جمع می شوندوتوک می زنند

گویا آنها هم فهمیده اند که من طعمه روزگار شده ام


به ماه که می نگرم چشمانم پر از اشک می شود...آخر قرار ما زیر نور مهتاب بود!

همان شب باورنکردنی شبی که قراربود ستاره ها به عشقمان حسادت کنند

تو یادت نمی آید...همیشه می گفتی خب به ما چه که دست ستاره ای به ستاره دیگر نمی رسد؟!

مهم این است که تو پیش من هستی و در آغوش من...

حرفهایت کنج لبانم جا مانده کجایی ماه منتظر ماست...


/ 3 نظر / 15 بازدید
sama

باور خیلی چیزها باور نکردنی است

میلاد

مرسی از حضورت داداش ابراهیم گلم[ماچ]

sama

[گل][خداحافظ]