متفاوت ترین داستان واقعی دفاع مقدس

وقتی دنبال یه موضع را می گیرم خود به خود چیزهایی مربوط به موضوع برام آشکار میشه

این پست تا حدودی به پست قبلی که ارسال کردم ربط داره !

 

خب داستان از این قراره که من چند روز پیش (جمعه ، سیم دی ماه ) با فرمانده ی بسیج منطقه امون آشنا شدم و با هم یه گپ درست و حسابی زدیم چشمک

بین حرف هاش یه خاطره از خودش در جبهه تعریف کرد که خیلی برام جالب بود :

 

گفت : یه روز یه برنامه عملیات طرح ریزی کردیم و چندین هفته روی تاکتیک هاش کار کردیم تا اینکه روز اجرای عملیات رسید ، بعد از ظهرش حرکت کردیم و شب در نزدیکی های دشمن کمین کردیم که حمله ی غافلگیرانه ای داشته باشیم.

عملیات جنگی ما بسیار دقیق برنامه ریزی شده بود ، به طوری که همه ی نیروها می دونستند که در این عملیات پیروز میشیم.

هوا کم کم روشن می شد و به لحظه ی اجرای عملیات نزدیک میشدیم ، فقط چند دقیقه با اجرای عملیات فاصله داشتیم که متوجه چندین نفر نیروهای خودی که به صف به طرف خاکریزهای دشمن نزدیک می شدند ، شدیم!

من حسابی گیج شده بودم که این ها از کجا پیداشون شده بود!

می خواستم جلوشون را بگیرم اما اون ها به هیچ کدوم حرف ها و تذکرات ما توجه نکردند و با شعار کربلا ، کربلا ما داریم میاییم و الله اکبر همچنان به راه خودشون ادامه می دادند.

من نیروهای خودم تا اونجایی که تونستم جمع و جور کردم و در صدد عقب نشینی شدیم.

عملیات ما به بدترین شکل ممکن شکست خورد و تمام اون نیروهایی که باعث این کار شدند، توسط دشمن تیکه تیکه و شهید شدند ، در صورتی که با برنامه ریزی جلو می رفتیم با کمترین تلفات پیروز می شدیم !

نیروهای من هم تا حدودی تلفات دادند.

به مقر بازگشتیم و خودمون را برای عملیاتی جدید آماده کردیم !

عزیز نسین ، aziz nesin ,  داستانه های کوتاه ، زندگی موفق ، زندگی چیست ، دنیای وارونه ، سیاسی ، سیاست ، مرد سیاسی ، راز ، قانون جذب ، راه های رسیدن به موفقیت ، داستای های جبهه ، داستان های دفاع مقدس ، دفاع مقدس ، داستانی از جبهه

/ 4 نظر / 10 بازدید
سارا

سلام دوست عزیز هم بیشه ای ! داستان متفاوت و زیباتون رو خوندم . شبیه این داستان رو خانواده ی منم برامون تعریف کردن . حتی بیشتر از این رو . عده ای سنگر گوشتی شدن ک ی عده ی دیگه ب قدرت برسن . ای کاش جهل آدمی تمومی داشت و انقدر ساده اسیر عوام فریبان نمیشد . موفق باشین .

دختر باران

مطالب وبلاگت را اگر خودت می نویسی جای تبریک داره یه سری هم اگه وقت کردی به سایت من بزن برای پیشرفت وبلاگت خوبه بیا ضرر نداره

ستایش

سلام عزیزم وب خوبی داری من وبت را پسندیدم دلم میخواد ادرست را تو سایت من ثبت کنی یه سری به من بزنم منتظرتم عزیزم

سارا

سلام دوست عزيز ! سپاس ك قدم رنجه كردين و تشريف آوردين ب وبخونه ي من ! از كامنتاي زيباتون هم سپاس . منم با افتخار شما رو لينك كردم . سرفرصت شايد لينك وب هاي ديگه مو بهتون بدم . بهترين ها مال شما با اين گل . [گل]